پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

ناز آتش، غمزه آتش، خویِ سرکش آتش است

پای تا سر آتش است آن مه ولی خوش آتش است

آن شکارافکن دگر آتش به صحرا می‌زند

برز بر خود آتش و در زیرش ابرش آتش است

مرغ تیرش بال و پر ترسم بسوزد از غضب

تا نگاهش بر کمان افتاده ترکش آتش است

کم بود آشفتگان را یک نفس بی‌هم قرار

حسرت زلف تو در جان مشوّش آتش است

نالة من می‌تواند چرخ را از پا فکند

آه سرد من برین سقف منقّش آتش است

عشق در هر سر که افتاد کار خود را می‌کند

هیزم از خارست از چوب گل آتش آتش است

بسکه بی‌آن آتشین رخ ناخوشی‌ها دیده است

آنچه اکنون می‌کند فیّاض را خوش آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰تجرید و تجرّد ره کاشانه عشق است
  2. شمارهٔ ۱۳۱کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟
  3. شمارهٔ ۱۳۲ز رنگِ می به رخت تا نقاب در پیش است
  4. شمارهٔ ۱۳۳چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
  5. شمارهٔ ۱۳۴کار دلم در شکنج زلف تو تنگ است
  6. شمارهٔ ۱۳۵هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است
  7. شمارهٔ ۱۳۶سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است
  8. شمارهٔ ۱۳۷من و تصوّر ترک غمت خیال محال است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.