پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟

که طرّة تو به آن پردلی زره‌پوش است

بیا که بر تن عشّاق پیرهن نگذاشت

قبای ناز که با قامت تو همدوش است

تو ای نسیم، گلابی به روی بلبل زن

که ناله در سر منقار مست و مدهوش است

عرق به روی تو می‌غلطد و نمی‌داند

که خون شبنم و گل چون زرشک در جوش است

گرفته باز قبا تنگ در برش فیّاض

نصیب ما و تو خمیازه‌های آغوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
  2. شمارهٔ ۱۳۴کار دلم در شکنج زلف تو تنگ است
  3. شمارهٔ ۱۳۵هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است
  4. شمارهٔ ۱۳۶سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است
  5. شمارهٔ ۱۳۷من و تصوّر ترک غمت خیال محال است
  6. شمارهٔ ۱۳۸تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
  7. شمارهٔ ۱۳۹چون نسیمم در ره عشق تو نقش پا گم است
  8. شمارهٔ ۱۴۰مو به موئیم دل و بهر غم یار کم است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.