پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است

آشفتگی گلی است که مخصوص سنبل است

ناز بهار چند کشم از برای گل

فصل خزان خوشست که هر برگ او گل است

مخصوص ماست از نگه کنج چشم یار

نازی که دست پرور چندین تغافل است

مرهم‌پذیر کی شود از ترّهات زاغ

داغ دلم که تازه ز آواز بلبل است

گشتیم بر حواشی خط دقتی نداشت

پیچیدگی نتیجة زلفست و کاکل است

موسیِّ ما تمنّی دیدار می‌کند

آماده باش طور که وقت تزلزل است

تشبیه دل به مشت گل کعبه کی رواست

فیّاض هان خموش که جای تأمّل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷من و تصوّر ترک غمت خیال محال است
  2. شمارهٔ ۱۳۸تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
  3. شمارهٔ ۱۳۹چون نسیمم در ره عشق تو نقش پا گم است
  4. شمارهٔ ۱۴۰مو به موئیم دل و بهر غم یار کم است
  5. شمارهٔ ۱۴۱عکس رخ جانانه که در منزل چشم است
  6. شمارهٔ ۱۴۲ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
  7. شمارهٔ ۱۴۳تا بوی زلف یار در آبادی منست
  8. شمارهٔ ۱۴۴عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.