پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

تا بوی زلف یار در آبادی منست

هر لب که خنده‌ای کند از شادی منست

بالم وداع جلوة پرواز می‌کند

یارب دگر که در پی صیّادی منست؟

دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا

هر نقش پی که گم شده در وادی منست

از ناله رخنه در جگر سنگ می‌کنم

کو بیستون؟ که نوبت فرهادی منست

فیّاض هر چه در صف زلف گفته‌ام

در شعر کارنامة استادی منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست
  2. شمارهٔ ۱۴۶درون پرده نه پنهان عذار جانانست
  3. شمارهٔ ۱۴۷بی‌روی تو تا چشم صراحی نگرانست
  4. شمارهٔ ۱۴۸به هنر فخر نکردن هنر مردانست
  5. شمارهٔ ۱۴۹جهان ز عکس رخت پرگل است و یاسمن است
  6. شمارهٔ ۱۵۰به لب تا نغمة عیشم قرین است
  7. شمارهٔ ۱۵۱آه جگر ماست که آتش شرر اوست
  8. شمارهٔ ۱۵۲تنها نه دیده‌ام به رخ نازنین تست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.