پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

آه جگر ماست که آتش شرر اوست

مژگان تر ماست که صد ابر تر اوست

زلف تو که چون راهزنان گوشه گرفتست

هر فتنه که در شهر شود زیر سر اوست

بلبل به قفس داشتن امروز روا نیست

صد گل به چمن گوش بر آواز پر اوست

آن بت که نه در دارد و نه خانه کدامست؟

کاین نالة بیچارة ما دربدر اوست

در عشق ز بس نالة فیّاض ضعیف است

از سینه سوی لب ره دور سفر اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست
  2. شمارهٔ ۱۵۴تا به رخسار تو زلف مشک‌فام افتاده است
  3. شمارهٔ ۱۵۵جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است
  4. شمارهٔ ۱۵۶جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است
  5. شمارهٔ ۱۵۷با وجود ضعف کی ما را کس از جا برده است
  6. شمارهٔ ۱۵۸باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است
  7. شمارهٔ ۱۵۹تا همچو گل پیاله شکفتن گرفته است
  8. شمارهٔ ۱۶۰مگو ز عقل که دام فریب خودرایی‌ست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.