پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

تا همچو گل پیاله شکفتن گرفته است

از توبه همچو غنچه دل من گرفته است

روی پیاله سرخ که میخانه را ازو

دیوار و در طراوت گلشن گرفته است

در بزم یار شیشه به این سادگی که هست

خون هزار توبه به گردن گرفته است

ما را اگر ز بزم تو اندیشه مانع است

لطف ترا که گوشة دامن گرفته است؟

فیّاض درد دل چه کنی سر که از غرور

نازک‌دلش طبیعت آهن گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱امشب دگر نگاه کجت جاودانه است
  2. شمارهٔ ۱۶۲سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
  3. شمارهٔ ۱۶۳گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
  4. شمارهٔ ۱۶۴برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست
  5. شمارهٔ ۱۶۵چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست
  6. شمارهٔ ۱۶۶باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست
  7. شمارهٔ ۱۶۷عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
  8. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.