پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست

بینوایان را چراغ خانه و محفل یکی‌ست

لطف فرما ناوکی هر جا فرود آید خوشست

قدر تیر غمزه‌ات در دیده و در دل یکی‌ست

دشمنی‌های دو عالم با من از بیداد اوست

گرچه صد شمشیر بر سر می‌خورم قاتل یکی‌ست

نخل عشرت در دل من بار حسرت می‌دهد

هر چه می‌کارم درین در گشته ده حاصل یکی‌ست

رحمت عام تو هرگز شامل فیّاض نیست

آخر این بیدل هم از یاران پا در گل، یکی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست
  2. شمارهٔ ۱۶۷عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
  3. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
  4. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
  5. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
  6. شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست
  7. شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
  8. شمارهٔ ۱۷۳گر تو پنداری بتان را بی‌وفایی نیست هست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.