پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست

غنچه از بی‌طاقتی خونابه نوش گل نشست

بوی گل غارتگر هوش است اما در چمن

نالة بلبل کمین‌آرای هوش گل نشست

حرف روی دلکشت می‌گفت بلبل در چمن

این سخن چون گوهر شبنم به گوش گل نشست

هفتة گل زود آخر شد که بلبل بر بهار

آب زد از گریه چندانی که جوش گل نشست

زخم را فیّاض اگر آغوش بگشایی ز هم

در چمن عمری توان حسرت‌فروش گل نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
  2. شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست
  3. شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
  4. شمارهٔ ۱۷۳گر تو پنداری بتان را بی‌وفایی نیست هست
  5. شمارهٔ ۱۷۴از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
  6. شمارهٔ ۱۷۵در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۶بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست
  8. شمارهٔ ۱۷۷دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.