پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست

بازم آمادة قتلم صف مژگانی هست

گِرد لشگرگه آن غمزه بگردم کانجا

هر طرف می‌نگرم جلوة پیکانی هست

مشت خاکم هوس کسب هوایی دارم

التفاتی طمع از گوشة دامانی هست

تا نسیم سر زلف تو نیامد ز سفر

کس درین شهر ندانست پریشانی هست

اشک بر هر مژه‌ام تاختنی می‌آرد

در کمین جگرم کاوش مژگانی هست

پر طاووس درآید به نظر شاخ چمن

در بهاری که مرا دیدة گریانی هست

همه اینست که در کوی مسیحا، فیّاض

مُرد از درد و ندانست که درمانی هست

خارخاری به دلم از گل رخساری هست

در کمین نگهم وعدة دیداری هست

برهمن کشت مرا کاش ببیند زلفت

تا بداند که درین سلسله زنّاری هست

نفسی نیست که راهم به گلستانی نیست

تا ز راه تو مرا در کف پا خاری هست

ریخت پنهان نگهش خون جهانی و هنوز

کس نداند که درین شهر ستمگاری هست

رخت بستی ز سر کوی ملامت فیّاض

تو برون رو به سلامت که مرا کاری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست
  2. شمارهٔ ۱۷۹عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۰در شب غم همدمم جز آه بی‌تأثیر نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۱حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۲صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۳تلخ‌کامی‌های ما از گردش ایّام نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۴دل که بی‌زخم تو باشد به جهان خرّم نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۵عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.