پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست

چشم بر کردار باشد گوش بر گفتار نیست

تا شدم عاشق ندیدم یک نفس آسودگی

آفتاب عاشقان را سایة دیوار نیست

بخت بی‌باکانه هر سر می‌خرامد بی‌نقاب

خاطرش جمع است کس را دیدة بیدار نیست

عشق او آهسته می‌گوید به آواز بلند

هر که کاری دارد او را با غم ما کار نیست

بیقراران را به پای ضعف مانند غبار

بر هوا رفتار هست و بر زمین رفتار نیست

چون سبکروحی دلیلی نیست عشق پاک را

کوه اگر عاشق شود بر خاطر کس بار نیست

در دیار عشق اگر امروز می‌جنبد سری

شور منصوری چرا در پای تخت دار نیست!

سرمة بیگانگی از دیده تا شستم به خون

هر کجا دیدم به غیر از جلوة دلدار نیست

یک قدم تا برنگردی سیر نتوانیش دید

زانکه جز نزدیکی اینجا مانع دیدار نیست

مردمان در خواب آسایش ز غفلت رفته‌اند

گر مسیحا درد نشناسد کسی بیمار نیست

از من ای فیّاض اگر منصور را دیدی بگو

عکس بر آیینه افتادست رنگ یار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۲صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۳تلخ‌کامی‌های ما از گردش ایّام نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۴دل که بی‌زخم تو باشد به جهان خرّم نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۵عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۶ذرّه‌ای نیست که آیینة دیدار تو نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۷بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۸ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.