پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست

بالش نرمی دلم را چون پر تیر تو نیست

عشق می‌داند که عاشق را به ناکامی خوش است

ورنه در کام دل ما هیچ تقصیر تو نیست

ماه من امشب قرار شب‌نشینی داده است

خواب کن ای صبح یک دم، وقت شبگیر تو نیست

همدمی کو دست در گردن کند دیوانه را

در فرامش‌خانة غم غیر زنجیر تو نیست

عشق بی‌تدبیری ما را رواجی داده است

دم مزن ای عقلِ ناقص جای تدبیر تو نیست

حسن شیرین خود تجلّی می‌کند در بیستون

تیشه بشکن کوهکن، حاجت به تصویر تو نیست

در ادای درد دل فیّاض زحمت می‌کشی

گوشة ابروی او محتاج تقریر تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹بی‌لب او نشئه‌ای در ساغر و پیمانه نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۰بر دل از داغ غم قیاسی نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۱چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
  4. شمارهٔ ۱۹۲امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت
  5. شمارهٔ ۱۹۳دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت
  6. شمارهٔ ۱۹۴یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشت
  7. شمارهٔ ۱۹۵یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
  8. شمارهٔ ۱۹۶هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.