پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟

به چه دل جمع کند آنکه پریشانش نیست؟

حیرت صورت دیوار چنین می‌گوید

که درین خانه کسی نیست که حیرانش نیست

دست امیّد من و بخت رسایی هیهات

این غباریست که بر گوشة دامانش نیست

نفس نغمه طرازم به خیال رخ دوست

عندلیبی‌ست که پروای گلستانش نیست

به چه امید نهم دل که درین گوشة چشم

نگهی نیست که صد بار نگهبانش نیست

شوخی طبع مرا هست بهاری که در او

بلبلی نیست که صد غنچه غزلخوانش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت
  2. شمارهٔ ۱۹۴یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشت
  3. شمارهٔ ۱۹۵یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
  4. شمارهٔ ۱۹۶هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت
  5. شمارهٔ ۱۹۷دی به خاطر یاد آن گیسوی مشک‌آسا گذشت
  6. شمارهٔ ۱۹۸به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
  7. شمارهٔ ۱۹۹در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
  8. شمارهٔ ۲۰۰در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.