پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

در گلشن الست که نیرنگ برنداشت

هر گل که داشت بوی وفا رنگ برنداشت

جوش صلای عشق به هفت آسمان رسید

این شور را به غیر دل تنگ برنداشت

دل در بغل، به گرد دو عالم برآمدیم

یک کس به قصد شیشة ما سنگ برنداشت

در حیرتم ز بلبل تصویر از آنکه بود

لبریزِ ناله عمری و آهنگ برنداشت

می‌خواست پا به سنگ نیاید رونده را

راه دراز عشق که فرسنگ برنداشت

تردامنی ز جبهة دل نور غم برد

آیینه‌ام ز کثرت غم زنگ برنداشت

ابرام صلح را به چه هموار کرده بود

نازک دلت که چاشنی جنگ برنداشت

فیّاض چون نبود لغت‌دان حرف عشق

همراه خویش بهر چه فرهنگ برنداشت!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
  2. شمارهٔ ۲۰۲ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
  3. شمارهٔ ۲۰۳کسی چون خرد دستگاهی نداشت
  4. شمارهٔ ۲۰۴در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
  5. شمارهٔ ۲۰۵غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
  6. شمارهٔ ۲۰۶کسی ز ننگ به من گرچه روبه‌رو نگذاشت
  7. شمارهٔ ۲۰۷خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
  8. شمارهٔ ۲۰۸زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.