پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت

گرمی مکن که رنگ رخ آفتاب رفت

صد بار سر ز خواب برآورد بخت و باز

پنداشت روز من شب و دیگر به خواب رفت

بر شعلة فسردة من گرد غم نشست

وز گوهر شکستة من آب و تاب رفت

بوی دل حزین به مشام فلک رساند

دودی که بر سر از جگر این کباب رفت

از آه من ز شعله سوزنده پَر شکست

وز اشک من ز گوهر ناسفته آب رفت

شب در بنای چرخ تزلزل فکنده بود

سیلاب خون که از دل پر اضطراب رفت

فیّاض در کمین تو چندین درنگ چیست

اکنون که فرصت تو به چندین شتاب رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
  2. شمارهٔ ۲۱۰نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۲۱۱سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۲در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۳یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۴یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
  7. شمارهٔ ۲۱۵تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  8. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.