پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت

صرفه‌ای از عمر بی‌بنیاد می‌باید گرفت

حلقة فتراک را در گوش می‌باید کشید

سرمه از گرد ره صیّاد می‌باید گرفت

ذوق خندیدن گرت انگشت بر لب می‌زند

خویشتن را همچو گل بر باد می‌باید گرفت

در محبّت با دلی از شیشه نازک‌تر که هست

جان آهن سینة فولاد می‌باید گرفت

پای تدبیر محبَّت می‌رسد آخر به سنگ

غیرتی از تیشة فرهاد می‌باید گرفت

در فن جانبازی عشّاق هم تعلیم‌هاست

سر خط این مشق از استاد می‌باید گرفت

دلبری را شیوه‌ها جز حسن مادرزاد هست

شمّه‌ای گفتم دگرها یاد می‌باید گرفت

ساغر پر تا خط بغداد بر لب بی‌غمی است

پادشه را خطة بغداد می‌باید گرفت

ترا چو خط طَرَفِ روی لاله رنگ گرفت

ز رشک آینة آفتاب زنگ گرفت

شکست قیمت لعل آن لب و به خنده شکست

گرفت ملک دل آن غمزه و به جنگ گرفت

به شکوه گرم زبان‌آوری شدم افسوس

که آن دهن سر راهم گرفت و تنگ گرفت

به دوستی تو گر شهره‌ام عجب نبود

مرا که گوهر اشک از رخ تو رنگ گرفت

چه اعتراض دلش سخت اگر بود، فیاض

نکرده است ز سختی کسی به سنگ، گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۶گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۷غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  4. شمارهٔ ۲۱۸چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۹رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  6. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  7. شمارهٔ ۲۲۱زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
  8. شمارهٔ ۲۲۲گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.