پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت

سوختن ما از سر و او گرمی از سر می‌گرفت

ما و او در مجلسی رخساره گلگون داشتیم

کافتاب از حسرت آنجا چهره در زر می‌گرفت

با عتاب او نیاز گرم ما تابی نداشت

ما ازین می‌سوختیم او گر زما درمی‌گرفت

چون ز شرم صوت بلبل در چمن برمی‌فروخت

غنچه از رشک رخ او تاب اخگر می‌گرفت

از نسیمی این زمان چون غنچه می‌غلتد به خون

دل که هر دم بوسه‌ها از نوک نشتر می‌گرفت

تا کجا در جلوه بودی شب که هر دم تا به صبح

حسرت قد ترا خمیازه در بر می‌گرفت

آب صاف جدول شمشیر او کم خورده‌ایم

دل دم آبی گهی از جوی خنجر می‌گرفت

می‌توانستم ازو برداشتن دل یک نفس

گر تغافل‌های او از من نظر برمی‌گرفت

یک تن از آیندگان نگرفت جای رفتگان

آسمان ای کاش دور دیگر از سر می‌گرفت

مست فیض مشرقی فیّاض شد آنجا که گفت

«گر به شمع کشته می‌زد آستین درمی‌گرفت»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  2. شمارهٔ ۲۲۱زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
  3. شمارهٔ ۲۲۲گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
  4. شمارهٔ ۲۲۳سفر عمر زیانست و درو سود عبث
  5. شمارهٔ ۲۲۴هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
  6. شمارهٔ ۲۲۵هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
  7. شمارهٔ ۲۲۶ای بی‌لبت حرام بر اهل کلام بحث
  8. شمارهٔ ۲۲۷درنخواهد داد تن بیماری ما در علاج
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.