پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

درنخواهد داد تن بیماری ما در علاج

گو دماغ خود مسوز اینجا مسیحا در علاج

در فراق خویش ما را اندک اندک خوی ده

درد عشق است این و می‌باید مدارا در علاج

از مداوای طبیبان جانم آسایش نیافت

زانکه پنهان جمله در زخمند و پیدا در علاج

عشق چون در تب نشاند مغز را در استخوان

عقل را حاصل نگردد غیر سودا در علاج

تشنگان جرعة وصلیم و عاجز مانده‌ایم

پیش این لب‌تشنگی‌ها هفت دریا در علاج

تیره‌بختی‌های ما درمان نگیرد چون کلیم

می‌نماید گر ید بیضا مسیحا در علاج

پیش درد ما که عالم در علاجش مانده‌اند

گر تو ایمایی کنی کافیست تنها در علاج

عمرها شد کز تردّد نگسلد از رغم هم

شوق در افزونی درد و تمنّا در علاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹گهی کلاه نهی بر سر و گه افسر کج
  2. شمارهٔ ۲۳۰خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح
  3. شمارهٔ ۲۳۱یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح
  4. شمارهٔ ۲۳۲شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح
  5. شمارهٔ ۲۳۳وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ
  6. شمارهٔ ۲۳۴مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
  7. شمارهٔ ۲۳۵باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
  8. شمارهٔ ۲۳۶ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.