پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح

تا جرعة فیضی کشم از جام زر صبح

در فیض سحر درج بود دولت جاوید

اقبال دهد باج به دریوزه‌گر صبح

آفاق به نور گهر خویش بگیرم

چون مهر اگر گام زنم بر اثر صبح

پرواز کند با نفسم طایر معنی

خورشید تواند که شود همسفر صبح

دربسته به ما صبح درآ از در یاری

تا باز گشاییم به هم قفل زر صبح

بگشای گریبان و سحر کن شب ما را

تا چند توان گشت چنین دربدر صبح

اکنون که نوا بر لب فیّاض گره شد

با مرغ سحرخیز که گوید خبر صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح
  2. شمارهٔ ۲۳۳وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ
  3. شمارهٔ ۲۳۴مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
  4. شمارهٔ ۲۳۵باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
  5. شمارهٔ ۲۳۶ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
  6. شمارهٔ ۲۳۷کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
  7. شمارهٔ ۲۳۸ز ضعفم بی‌تو بر تن از گرانی مو نمی‌جنبد
  8. شمارهٔ ۲۳۹شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.