پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ

مکن چنین به خود این هرزه‌گرد را گستاخ

چو با خیال تو بزمی کنم به خلوت دل

نفس به سینه نیارد نهاد پا گستاخ

شهید زهر نگاهی شدم بگو زنهار

که استخوان مرا نشکند هما گستاخ

چنین که راه هوس بسته، درنمی‌آید

خیال بوسه در اندیشة حیا گستاخ

مهابت نگه یار را چه شد فیّاض

که می‌گزد لب درد مرا دوا گستاخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
  2. شمارهٔ ۲۳۶ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
  3. شمارهٔ ۲۳۷کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
  4. شمارهٔ ۲۳۸ز ضعفم بی‌تو بر تن از گرانی مو نمی‌جنبد
  5. شمارهٔ ۲۳۹شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
  6. شمارهٔ ۲۴۰وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد
  7. شمارهٔ ۲۴۱ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد
  8. شمارهٔ ۲۴۲کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.