پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد

سر باخت هر که از حد خود پا به در نهاد

بی‌جرم اگر زدی سر زلف اعتراض نیست

هر کس که گشت عاشق روی تو سر نهاد

چشم از رخ تو برنتوانیم داشتن

زلف کج تو بند به پای نظر نهاد

چندان که نارساست، به دل‌ها رساترست

در صید دل کمند تو رسم دگر نهاد

فیّاض مشکل است که از سر به در رود

این عادی بدی که ترا هست در نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸ز ضعفم بی‌تو بر تن از گرانی مو نمی‌جنبد
  2. شمارهٔ ۲۳۹شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
  3. شمارهٔ ۲۴۰وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد
  4. شمارهٔ ۲۴۱ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد
  5. شمارهٔ ۲۴۲کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
  6. شمارهٔ ۲۴۳سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۲۴۴ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۴۵ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.