پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد

صوفی از قرب به اظهار کرامت افتاد

گشت معلوم که با من چه قیامت کردست

هر که را چشم بر آن جلوة قامت افتاد

از پی شیشة من دامن پر سنگ آمد

هر که را راه به وادیّ ملامت افتاد

همه را در ره او پای فرو رفت به گنج

سعی ما بود که کارش به ندامت افتاد

تو خود از ننگ نیایی بر ما، ما از بیم

وه که دیدار به فردای قیامت افتاد

رخت بردند ز غربت به وطن همسفران

سفر ماست که در بند اقامت افتاد

من و فیّاض به هم غرقه درین بحر شدیم

که ازین ورطه ندانم به سلامت افتاد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
  2. شمارهٔ ۲۴۰وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد
  3. شمارهٔ ۲۴۱ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد
  4. شمارهٔ ۲۴۲کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
  5. شمارهٔ ۲۴۳سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد
  6. شمارهٔ ۲۴۴ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد
  7. شمارهٔ ۲۴۵ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۴۶به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.