پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش می‌گردد

تو چون حرفی زنی گل پای تا سر گوش می‌گردد

اگر دیرآشنا باشد دلت، شادم که هر سنگی

که دیر آتش پذیرد دیر هم خاموش می‌گردد

گمان دارم که با گل هست بوی نازنین من

چنین کز نالة بلبل دلم مدهوش می‌گردد

نمی‌دانم چه می‌بینم چو می‌بینم جمال او

همی دانم که در دل عقل و در سر هوش می‌گردد

دمی در عشق او فیّاض خاموشی نمی‌دانم

ولی دانم که گاهی ناله‌ام بیهوش می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
  2. شمارهٔ ۲۴۹هر آه که درد از دل ناشاد برآرد
  3. شمارهٔ ۲۵۰تا نکتة رنگینِ ادا جوش برآورد
  4. شمارهٔ ۲۵۱تا ذوق نوا بر لب من جوش برآورد
  5. شمارهٔ ۲۵۲شکستن رنگ از جانم برآورد
  6. شمارهٔ ۲۵۳کسی که صبر به جنگ عتاب می‌آرد
  7. شمارهٔ ۲۵۴مرا پای طلب از رهگذاری خارها دارد
  8. شمارهٔ ۲۵۵به تماشای گل و لاله که پروا دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.