پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

کسی که صبر به جنگ عتاب می‌آرد

کتان به عربدة ماهتاب می‌آرد

اگر دلی چو خمت نیست سر به خشت مزن

فراخ حوصله تاب شراب می‌آرد

مراست بخت سیه کاسه‌ای که همچو حباب

تهی پیاله ز دریای آب می‌آرد

سخن ز بخت نگویی به بزم زنده‌دلان

که این حدیث چو افسانه خواب می‌آرد

هزار مسئلة شرح بیقراری را

بدیهة سر زلفش جواب می‌آرد

رخ از پیاله برافروخت وه که این جادو

ستاره می‌برد و آفتاب می‌آرد

درون پرده ترا دید و محو شد فیّاض

نقاب اگر بگشایی که تاب می‌آرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵به تماشای گل و لاله که پروا دارد؟
  2. شمارهٔ ۲۵۶لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
  3. شمارهٔ ۲۵۷دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
  4. شمارهٔ ۲۵۸چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد
  5. شمارهٔ ۲۵۹ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد
  6. شمارهٔ ۲۶۰به رنگ عشقبازان برگ برگش رنگ زر دارد
  7. شمارهٔ ۲۶۱نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟
  8. شمارهٔ ۲۶۲در آستین مژه‌ام طرح گلستان دارد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.