پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟

که آتش نیز در عهد رخش خاکی به سر دارد

نگاهی گر کند با ناز صد ره مصلحت بیند

چو من، سر رشتة او نیز بدخویی دگر دارد

چنین کز ناتوانی در رهش از پای افتادم

مگر باد صبا گرد مرا از خاک بر دارد

کجا آزادی اندر خواب بیند ناتوان مرغی

که دام خویش با خود در شکنج بال و پر دارد

کسی حسرت برد فیّاض را بر بی‌کلاهی‌ها

که دایم بر سر از دولت کلاه درد سر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
  2. شمارهٔ ۲۶۴لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
  3. شمارهٔ ۲۶۵به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
  4. شمارهٔ ۲۶۶به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
  5. شمارهٔ ۲۶۷از بس که هوای دهن تنگ تو دارد
  6. شمارهٔ ۲۶۸ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
  7. شمارهٔ ۲۶۹مگر دلِ به غم عشق بسته‌ای دارد
  8. شمارهٔ ۲۷۰عاشق آنست که در بر گل رویی دارد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.