پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد

خم و پیچی که دارد جمله با ما در میان دارد

به دست ما اسیران بلا سررشتة کاری

نخواهد بود تا زلف بتان پا در میان دارد

نه از فرهاد بر جا ماند نقشی نه ز خسرو هم

فسون عشق عمری شد که ما را در میان دارد

نیاز ما به عجز از زور ناز او نمی‌ماند

دو پرگاریم، گردون خوش تماشا در میان دارد

هزار افسانه آخر گشت و طفل اشک ما فیّاض

هنوز افسانة بی‌خوابی ما در میان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷از بس که هوای دهن تنگ تو دارد
  2. شمارهٔ ۲۶۸ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
  3. شمارهٔ ۲۶۹مگر دلِ به غم عشق بسته‌ای دارد
  4. شمارهٔ ۲۷۰عاشق آنست که در بر گل رویی دارد
  5. شمارهٔ ۲۷۱بگو به شعله که پروانه بی تو تاب ندارد
  6. شمارهٔ ۲۷۲چمن بی‌تو فیض هوایی ندارد
  7. شمارهٔ ۲۷۳ز جور تو دل امتناعی ندارد
  8. شمارهٔ ۲۷۴دو چشمت میل هشیاری ندارد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.