پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

دو چشمت میل هشیاری ندارد

ز خواب ناز بیداری ندارد

ندارد خواب خوش بیمار چشمت

چه بیماری که بیداری ندارد!

سر بیماری آن چشم گردم

که پروای پرستاری ندارد

بت کافر دلی دارم که با من

سر مهر و دل یاری ندارد

نه از لطفست اگر با من به کین نیست

که پروای ستمگاری ندارد

نمی‌گویم که در طبعش وفا نیست

سر و برگ وفاداری ندارد

لبش برگ گلست اما به طبعم

چو برگ گل گرانباری ندارد

نزاکت بین که با صد گونه شوخی

دماغ عاشق آزاری ندارد

به من دارد نظر اما ز تمکین

چنان دارد که پنداری ندارد

تکلّف، برطرف این شیوه ختمت

که معشوقست و خودداری ندارد

مده درد سرش از ناله فیّاض

که تاب ناله و زاری ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد
  2. شمارهٔ ۲۷۷سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
  3. شمارهٔ ۲۷۸کسی ز کوی تو تا چند حبیب چاک برد!
  4. شمارهٔ ۲۷۹ذوق دیدارست کامی کز جهان دل می‌برد
  5. شمارهٔ ۲۸۰دوران حیله باز زما روبرو برد
  6. شمارهٔ ۲۸۱نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد
  7. شمارهٔ ۲۸۲امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد
  8. شمارهٔ ۲۸۳کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.