پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد

خود کیست که سر در پی این دام ندارد!

شمشاد قدان جمله به بالای تو نازند

سروی چو قدت گلشن ایّام ندارد

سررشتة پاس دل ما خوب نگه دار

یک مرغ چنین زلف تو در دام ندارد

سودای دو چشم تو نرفت از سر و ناصح

در شیشه دگر روغن بادام ندارد

گرد لب شیرین تو گردم که ادایی

بی‌چاشنی تلخی دشمنام ندارد

ناصح سر اندیشة تدبیر مرنجان

پروای کسی این دل خود کام ندارد

قدّی که نباشد روش جلوة نازش

مانند قبایی است که اندام ندارد

ماییم و ره بیرهی عشق که هرگز

آغاز ندانسته و انجام ندارد

بی‌مرحله ره رو که اگر همره شوقی

صد مرحله اندازة یک گام ندارد

کافر بچه‌ای باز مگر زد ره فیّاض

کز کعبه همی آید و اسلام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
  2. شمارهٔ ۲۷۸کسی ز کوی تو تا چند حبیب چاک برد!
  3. شمارهٔ ۲۷۹ذوق دیدارست کامی کز جهان دل می‌برد
  4. شمارهٔ ۲۸۰دوران حیله باز زما روبرو برد
  5. شمارهٔ ۲۸۱نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد
  6. شمارهٔ ۲۸۲امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد
  7. شمارهٔ ۲۸۳کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
  8. شمارهٔ ۲۸۴بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.