پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد

رنگ از رخسارة مرغان دیبا می‌پرد

در محیط عشقم از بیم خطرناکی چه باک

کشتی شوقم به بال موج دریا می‌پرد

نامة گمگشتگان بر بال عنقا بسته‌اند

چشم بر راهانِ ما را دیده بیجا می‌پرد

جلوة شاهین بدست نو شکارم دیده است

مرغ روح من که در اوج تمنا می‌پرد

شوق اگر پر می‌دهد بی پای رفتن صعب نیست

تشنة ریگ روان صحرا به صحرا می‌پرد

در کمین مطلب نایاب دام افکنده‌ایم

دم فرو بند ای نفس پیرا که عنقا می‌پرد

ز آشنائی‌ها ز بس فیّاض رم‌ها خورده‌ایم

هر که نام ما برد رنگ از رخ ما می‌پرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد
  2. شمارهٔ ۲۸۷لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
  3. شمارهٔ ۲۸۸منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
  4. شمارهٔ ۲۸۹گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۰خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۱بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
  7. شمارهٔ ۲۹۲کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد
  8. شمارهٔ ۲۹۳نماز شام چنان نشئة میش گل کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.