پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد

خامشی هم نکته‌ای تقریر نتوانست کرد

من که بر بال ملک دام نظر می‌افکنم

همّت من یک پری تسخیر نتوانست کرد

عمر در خدمت به سر بردیم و مردودِ دریم

طالع بد را کسی تدبیر نتوانست کرد

عقد الفت کس نمی‌بندد که از هم نگسلد

یک کس این زنجیر را زنجیر نتوانست کرد

امشبم سر تا به پا از بس که مدهوش تو بود

در خجالت رنگ من تغییر نتوانست کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
  2. شمارهٔ ۲۹۲کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۳نماز شام چنان نشئة میش گل کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۴مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۵عشق ظاهر نمی‌توانم کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۶با یاد تو کونین فراموش توان کرد
  7. شمارهٔ ۲۹۷به آن قد سرفرازی می‌توان کرد
  8. شمارهٔ ۲۹۸به آن رخ جلوة خور می‌توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.