پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد

آن خم که در آن بود دلم باز به خم کرد

هر تار سر زلف تو ماوای دلی بود

مشّاطه برین سلسله بسیار ستم کرد

قربانی مژگان تو گردم که به یک تاز

تسخیر جهان بی‌مدد تیغ و علم کرد

تا لذّت تیغ تو چشیدست، دلم را

رحمست بر آن صید که از دام تو رم کرد

نازی که نگاه تو به فیّاض حزین داشت

یارب چه گنه دید که بی‌واسطه کم کرد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶با یاد تو کونین فراموش توان کرد
  2. شمارهٔ ۲۹۷به آن قد سرفرازی می‌توان کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۸به آن رخ جلوة خور می‌توان کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۹گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
  5. شمارهٔ ۳۰۰گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
  6. شمارهٔ ۳۰۱یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
  7. شمارهٔ ۳۰۲عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
  8. شمارهٔ ۳۰۳چون صبا از گل تو بو گیرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.