پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

عشق ظاهر نمی‌توانم کرد

کشف این سرّ نمی‌توانم کرد

چه دهی توبه‌ام دگر زاهد

من که آخر نمی‌توانم کرد

مردم از حیرت و ترا در عشق

متحیّر نمی‌توانم کرد

چه کنم تا تو فهم عشق کنی

سحر ساحر نمی‌توانم کرد

چه کنم عاشقی اگر نکنم

چون تو کافر نمی‌توانم کرد

ساده دل‌تر از آب و آینه‌ام

حفظ ظاهر نمی‌توانم کرد

گرچه فیّاض دانشم هِر را

فرق از بِر نمی‌توانم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷به آن قد سرفرازی می‌توان کرد
  2. شمارهٔ ۲۹۸به آن رخ جلوة خور می‌توان کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۹گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
  4. شمارهٔ ۳۰۰گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
  5. شمارهٔ ۳۰۱یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
  6. شمارهٔ ۳۰۲عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
  7. شمارهٔ ۳۰۳چون صبا از گل تو بو گیرد
  8. شمارهٔ ۳۰۴دماغم باج ذوق از نشئة سرشار می‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.