پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

دماغم باج ذوق از نشئة سرشار می‌گیرد

گلم از تردماغی بر سر دستار می‌گیرد

به دشمن کرد عهد من وفا یاری تماشا کن

برای خاطر من خاطر اغیار می‌گیرد

ز خود آزرده‌ام راهی به شهر بیخودی خواهم

که در غربت دلم می‌گیرد و بسیار می‌گیرد

مسیحا در علاج عشق قانون خوشی دارد

که از خود می‌رود آنگه رگ بیمار می‌گیرد

مرا آزرده زان دارد که از خود نیست آرامش

ز بس بی‌طاقتی آیینه در زنگار می‌گیرد

به محرومی نهادم دل ولی نومید نتوان شد

که حرمان تو باج از دولت بیدار می‌گیرد

زبون غیر اگر گشتیم در عشقش از آن باشد

که آن گل دامن ما را به دست خار می‌گیرد

عجب در خاک و خون غلتیده‌ام ظالم تماشایی

تو گل می‌چینی و نخل شهادت باز می‌گیرد!

به کف آیینة رازست اخلاص زلیخا را

چرا غافل سراغ یوسف از بازار می‌گیرد

حدیث سبحه چون با دست در آیین دینداری

بگوش من که پند از حلقة زنّار می‌گیرد

نه لایق بود نام غیر بردن پیش او فیّاض

زبان غیرتم از شرم این گفتار می‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶چه شد بازم که زخمم باج از مرهم نمی‌گیرد
  2. شمارهٔ ۳۰۷چه سازم دست دردی دامن جانم نمی‌گیرد
  3. شمارهٔ ۳۰۸ویرانه دلی دان که محبّت نپذیرد
  4. شمارهٔ ۳۰۹فریب جنّتم در عشق کی مغرور می‌سازد
  5. شمارهٔ ۳۱۰شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد
  6. شمارهٔ ۳۱۱صبح بلبل به نوا برخیزد
  7. شمارهٔ ۳۱۲که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟
  8. شمارهٔ ۳۱۳جو آید در چمن از عندلیبان شور برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.