پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

جو آید در چمن از عندلیبان شور برخیزد

به تعظیم نسیمش بوی گل از دور برخیزد

مشام آرای گلشن چون شود بوی سر زلفش

ز خواب سرگرانی نرگس مخمور برخیزد

نقاب زلف چون از پیش ماه چهره برگیرد

به هر جا سایه افتد شعله‌های نور برخیزد

چنان شهد غمش در کام جان‌ها لذّتی دارد

که ماتم‌گر نشیند با غم او سور برخیزد

به مرهم عمری ار داغ تو در یک پیرهن خوابد

چو برخیزد سیاهی از سر ناسور برخیزد

دلم با داغ عشقت در لحد آسایشی دارد

که در محشر عجب دارم اگر از گور برخیزد

نشیند گرد باد از پا ز شرم شورشم فیّاض

درین صحرا غبارم هر کجا از دور برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵قدم از بار محنت برنخیزد
  2. شمارهٔ ۳۱۶از دعا گویا اثر بازم به مطلب می‌رسد
  3. شمارهٔ ۳۱۷ناله از دل تا به لب از ضعف مشکل میرسد
  4. شمارهٔ ۳۱۸بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد
  5. شمارهٔ ۳۱۹کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
  6. شمارهٔ ۳۲۰تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد
  7. شمارهٔ ۳۲۱ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
  8. شمارهٔ ۳۲۲یک شب که نه در وصال باشد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.