پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد

که شمشیریم و بر اندام ما جوهر سپر باشد

امید زورقم خواهد گر انباری به دریایی

که در وی از خطر هر قطره دریای دگر باشد

به مطلب نارسایی‌ها مرا نزدیکتر دارد

که پس افتادة این کاروانی پیشتر باشد

چرا افتادگی معراج نبود سربلندی را؟

که کمتر را چو سنجی در حقیقت بیشتر باشد

محبت شکوة کس در قلم نتواند آوردن

هلاهل بر سر این خوان حسرت نیشکر باشد

مرا در خاک و خون می‌بینی و احوال می‌پرسی!

چرا از حال خود کس اینقدرها بی‌خبر باشد

برای مطلبی هر کس گذر در ورطه‌ها دارد

خطر در بحر می‌دانند و در آبش گهر باشد

درین معمورة وحشت ندیدم گوشة امنی

مگر امنیتی در زیر دیوار خطر باشد

رفیقان را به هم شرطست در ره متفّق بودن

از آن با خضر نتوانست موسی همسفر باشد

ندارد تاب حمل نامة پرشکوة عاشق

مگر مرغی که چون پروانه خصم بال و پر باشد

نکردی شعله وش انداز بال افشانی فیّاض

چو اخگر مردة خاکستری، خاکت به سر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳خوشا آن دل که تا جان باشدش اندوهگین باشد
  2. شمارهٔ ۳۲۴حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
  3. شمارهٔ ۳۲۵آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
  4. شمارهٔ ۳۲۶آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
  5. شمارهٔ ۳۲۷بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
  6. شمارهٔ ۳۲۸اقبال رو نمود و به ما یار یار شد
  7. شمارهٔ ۳۲۹کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
  8. شمارهٔ ۳۳۰آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.