پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد

بس که بیکس، بیکسی از اختلاطم سیر شد

در ازل از خنجر مژگان خوبان باز ماند

قطرة آبی که در کار دم شمشیر شد

در بلندی می‌توانستم گذشت از آفتاب

خاطر افتادگی‌ها سخت دامن‌گیر شد

پیش‌تر از بال خود را می‌رسانیدم به دام

در طلبم بیضه افتادم که کارم دیر شد

شب که حسرت رخصت درد دلی زان غمزه یافت

یک نگه کردم که یک عالم سخن تقریر شد

سیل غم از هر طرف فیّاض رو در دل نهاد

شکر کاین ویرانه آخر قابل تعمیر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
  2. شمارهٔ ۳۳۰آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
  3. شمارهٔ ۳۳۱دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد
  4. شمارهٔ ۳۳۲به مهر آموختیم آن طفل را بی‌مهریش فن شد
  5. شمارهٔ ۳۳۳دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد
  6. شمارهٔ ۳۳۴دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
  7. شمارهٔ ۳۳۵پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
  8. شمارهٔ ۳۳۶که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.