پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!

چه تهمت است که گویند این به آن ماند!

دل مرا همه در چین زلف او دیدن

چراغ در شب تاریک کی نهان ماند!

مرا غریب وطن کرد و رو به باغ نهاد

که بلبلی نگذارد در آشیان ماند

شبی که وصف رخ او به آب و تاب کنم

چو شمع تا سحرم شعله بر زبان ماند

چو وصف آن لب خندان رقم کنم فیّاض

قلم ز حیرت انگشت بر دهان ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه می‌ماند
  2. شمارهٔ ۳۳۹بسکه کردم داد از آن بت قوّت دادم نماند
  3. شمارهٔ ۳۴۰رسم سرایت نفس ناتوان نماند
  4. شمارهٔ ۳۴۱هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
  5. شمارهٔ ۳۴۲جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند
  6. شمارهٔ ۳۴۳بیوفا و بد و بیدادگرت ساخته‌اند
  7. شمارهٔ ۳۴۴کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند
  8. شمارهٔ ۳۴۵عشّاق دل به چین جبینی سپرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.