پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه می‌ماند

تو چون نباشی مجلس به بیشه می‌ماند

تو رفتی از دل و در سینه آرزوت به جاست

که چون نهال شود کنده، ریشه می‌ماند

ستم زیاده ز حد می‌کنی و پنداری

که ملک دل به تو بیداد پیشه می‌ماند!

از آن به سیر گلستان نمی‌رود زاهد

که شکل غنچه سراپا به شیشه می‌ماند

دگر به یاد که در کوه کندنی فیّاض؟

که نالة تو به آواز تیشه می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰رسم سرایت نفس ناتوان نماند
  2. شمارهٔ ۳۴۱هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
  3. شمارهٔ ۳۴۲جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند
  4. شمارهٔ ۳۴۳بیوفا و بد و بیدادگرت ساخته‌اند
  5. شمارهٔ ۳۴۴کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند
  6. شمارهٔ ۳۴۵عشّاق دل به چین جبینی سپرده‌اند
  7. شمارهٔ ۳۴۶آنانکه پی به راه توکّل فشرده‌اند
  8. شمارهٔ ۳۴۷چشم دلم به عالم بالا گشاده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.