پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند

دلم ذوق تپیدن، دیده‌ام دیدن نمی‌داند

نیارم گفت حال خویش پنداری درین کشور

کسی درد دل ناگفته فهمیدن نمی‌داند

گهی در دیده جا دارد، گهی در سینة تنگم

ولی آن خرمن گل جای در دامن نمی‌داند

تو ای شاخ گل ایمن باش اگر در دامنم باشی

که دستِ خوبه حسرت کرده، گل چیدن نمی‌داند

ادای کنج چشم از من کسی بهتر نمی‌فهمد

زبان گوشة ابرو کسی چون من نمی‌داند

در آب دیده خواهد مرد یا در آتش سینه

دل عاشق به مرگ خویشتن مردن نمی‌داند

به بویی قانعم فیّاض از گلزار وصل او

که این مور از ضعیفی دانه از خرمن نمی‌داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند
  2. شمارهٔ ۳۴۵عشّاق دل به چین جبینی سپرده‌اند
  3. شمارهٔ ۳۴۶آنانکه پی به راه توکّل فشرده‌اند
  4. شمارهٔ ۳۴۷چشم دلم به عالم بالا گشاده‌اند
  5. شمارهٔ ۳۴۸از پی قتلم دگر، درد و غم، آماده‌اند
  6. شمارهٔ ۳۴۹خوبان که شوخی مژه از تیر برده‌اند
  7. شمارهٔ ۳۵۰چون خوی دلبران ز عتابم سرشته‌اند
  8. شمارهٔ ۳۵۱عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.