پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

خوبان که شوخی مژه از تیر برده‌اند

طرح نگاه از دم شمشیر برده‌اند

صد ره شکست رنگ و نیامد به رو، ز بیم

این قوم رنگ از گل تعبیر برده‌اند

صبح از جبین طالع ما تیرگی نبرد

خاصیّت اثر ز دَمِ پیر برده‌اند

هر شب فغان به داد دلم زود می‌رسید

امشب ز من به ناله خبر دیر برده‌اند

چشم حیا مدار که این شوخ دیدگان

شرم از نگاه شاهد تصویر برده‌اند

آهن دلی، چه باکت از آسیب خستگان

طرح دلت ز جوهر شمشیر برده‌اند

آبادی سرای تعلق طمع مدار

زین کارخانه رونق تعمیر برده‌اند

زهّاد در نصیحت سوداییان عشق

مغز دماغ حلقة زنجیر برده‌اند

فیّاض شاد باد روان ملک که گفت

«سردی ز استخوان تباشیر برده‌اند»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند
  2. شمارهٔ ۳۵۲زرشک خال که سوزد بر آن عذار سپند
  3. شمارهٔ ۳۵۳هر کاروان که راه به کوی تو ساختند
  4. شمارهٔ ۳۵۴نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند
  5. شمارهٔ ۳۵۵یک بار نکردیم در آن دل اثری چند
  6. شمارهٔ ۳۵۶بی تو یارانم کشان سوی گلستان می‌برند
  7. شمارهٔ ۳۵۷بیدلان دور از لبش چون جام گلگون می‌خورند
  8. شمارهٔ ۳۵۸صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.