پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند

باج روشندلی از عالم بالا گیرند

زهد خشک است متاع سرة خلوتیان

بار این قافله آن به که به دریا گیرند

بیخودانِ می عشق تو فشانند به خاک

جام خورشید گر از دست مسیحا گیرند

داغدارانِ تو چون لاله بدان نزدیکند

که شوند آتش و در دامن صحرا گیرند

به نسیم سر زلفت چو نفس گرم کنند

عرق فتنه ز بوی گل سودا گیرند

ای تو پوشیده، خیال تو چرا برهنه روست!

ترسمش تنگ در آغوش تمنّا گیرند

جلوة حسن تو زان پرده‌نشین شد که مباد

بیقراران سر راهی به تماشا گیرند

بنشینیم و دمی شاد برآریم به هم

پیش از آن کاین نفس عاریت از ما گیرند

خنک آنان که به حسن عمل امروز به کف

دامن دولت جاویدی فردا گیرند

روح در قالب آدم ز پی معرفت است

کرده‌اند این تله در خاک که عنقا گیرند

آستین بر مژة تر چه نهادی فیّاض

دست بردار که مردم کمِ دریا گیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند
  2. شمارهٔ ۳۶۱کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
  3. شمارهٔ ۳۶۲عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
  4. شمارهٔ ۳۶۳گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
  5. شمارهٔ ۳۶۴گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
  6. شمارهٔ ۳۶۵مطربی کو که نوای غم او ساز کند
  7. شمارهٔ ۳۶۶دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند
  8. شمارهٔ ۳۶۷سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.