پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند

بایدت خون خورد تا اشک تو رنگی بر کند

کی نهد لب بر لب ما از غرور حسن و ناز

آنکه بهر بوسه‌ای خون در دل ساغر کند

کوثرم خونابه شد بی‌او ولی در کام من

قطرة خونابه را یاد لبش کوثر کند

طفل شوخ من کش از لب شیرة جان می‌چکد

فرصتش بادا که نی در ناخن شکر کند

وادی دل پر خطرناک است کو فیّاض کو

نقش پای شیر دل مردی که این ره سر کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کند
  2. شمارهٔ ۳۶۷سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند
  3. شمارهٔ ۳۶۸عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند
  4. شمارهٔ ۳۶۹شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند
  5. شمارهٔ ۳۷۰چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند
  6. شمارهٔ ۳۷۱ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند
  7. شمارهٔ ۳۷۲چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
  8. شمارهٔ ۳۷۳چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.