پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند

سر خیل فتنه هر چه تو گویی چنان کند

تاب نگه ندارم و داغم کزین ادا

آن بدگمان مباد تغافل گمان کند

چون زه کند کمان تغافل نگاه ناز

هر جا که هست سینة ما را نشان کند

فردا که ناتوانی ما را کنند وزن

میزان خدنگ قامت خود را کمان کند

چون عرض پیچ و تاب دهد جلوة قدش

فیّاض را تصور موی میان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند
  2. شمارهٔ ۳۷۲چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
  3. شمارهٔ ۳۷۳چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
  4. شمارهٔ ۳۷۴به جفا چون بتان قرار کنند
  5. شمارهٔ ۳۷۵هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنند
  6. شمارهٔ ۳۷۶خضر و مسیح اگر گل روی تو بو کنند
  7. شمارهٔ ۳۷۷خم خانه جای صحبت اشراقیانه است
  8. شمارهٔ ۳۷۸آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.