پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند

من از آن ویران‌ترم کاندیشه تعمیرم کند

من که از موج نفس بال و پری دارم به دام

شرم بادم گر فریب دیو تسخیرم کند

من که عمری تشنة لب تشنه مردان بوده‌ام

خضر می‌خواهد به آب زندگی سیرم کند

من که چون خواب اجل هرگز نمی‌آیم بخویش

شور رستاخیز می‌باید که تعبیرم کند

معنی پیچیدة در مصرع خاموشیم

بی‌زبانی همچو من باید که تقریرم کند

یک سر تیر از سر مژگان او دوری کنم

آن قدر انداز شاید بوتة تیرم کند

سر به صحرا داد سودای سر زلفش مرا

می‌کنم دیوانگی چندان که زنجیرم کند

خندة شیرین آن لب طعم دشنامم نداد

من به این طالع، شکر هم آب در شیرم کند

باز می‌باید که چون پروانه گردد گرد یار

من که از آتش چنین دورم چه تأثیرم کند؟

عشق نه در وصل کامم می‌دهد نه در فراق

من که درد بی‌دوا دارم چه تدبیرم کند!

تازه از دام فریبی جسته‌ام فیّاض‌وار

کو سر زنجیر در دستی که نخجیرم کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند
  2. شمارهٔ ۳۷۱ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند
  3. شمارهٔ ۳۷۲چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
  4. شمارهٔ ۳۷۳چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
  5. شمارهٔ ۳۷۴به جفا چون بتان قرار کنند
  6. شمارهٔ ۳۷۵هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنند
  7. شمارهٔ ۳۷۶خضر و مسیح اگر گل روی تو بو کنند
  8. شمارهٔ ۳۷۷خم خانه جای صحبت اشراقیانه است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.