پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۱

ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند

خیال برد ز کارم وصال تا چه کند

نشاط عیش جدا می‌کُشد ملال جدا

کنون شهید نشاطم ملال تا چه کند

هزار حسرت ممکن شکسته در دل ماند

به جان خسته خیال محال تا چه کند!

طلوع صبح جمال تو عالمی همه سوخت

فروغ مهر تو وقت زوال تا چه کند

دمیدن سمن از زیر زلف خونم ریخت

بنفشه سر زدن از روی خال تا چه کند!

شکسته رنگی ما را بهارِ حسرت کرد

طلوع باده به آن رنگ آل تا چه کند!

میی به بزم ازل ریخت عشق در کامم

عروج نشئة آن لایزال تا چه کند!

غرور ساغر زر کرد آنچه کرد هنوز

تکلّفی که ندارد سفال تا چه کند!

تو یک نفس که گریبان چو غنچه کردی باز

صبا چه‌ها که نکرد و شمال تا چه کند!

نهال عشق تو در دانه بود و خون می‌خورد

کنون که ریشه دواند این نهال تا چه کند!

به استمالتم افکند عشق در دوزخ

چنین اگر دهدم گوشمال تا چه کند!

نکردنی همه کردم درین جهان فیّاض

در آن جهان کرم ذوالجلال تا چه کند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۳چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
  2. شمارهٔ ۳۷۴به جفا چون بتان قرار کنند
  3. شمارهٔ ۳۷۵هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنند
  4. شمارهٔ ۳۷۶خضر و مسیح اگر گل روی تو بو کنند
  5. شمارهٔ ۳۷۷خم خانه جای صحبت اشراقیانه است
  6. شمارهٔ ۳۷۸آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
  7. شمارهٔ ۳۷۹ناز تو رخنه در جگر شیر می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۸۰مه را غم هلال تو رنجور می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.