پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

به جفا چون بتان قرار کنند

فکر عشّاق بیقرار کنند

تیره‌تر تا کنند عاشق را

دستة زلف، تار تار کنند

هر دم از جلوه گر دلی نبرند

بنشینند و پس چه کار کنند!

منّت مرهمش به جان دارند

هر که را خاطری فگار کنند

صید دشمن شدند ماهوشان

دوستان را چنین شکار کنند!

وه چه جادوگرند گلرویان

برگ گل را بنفشه زار کنند

غمگساری کنند نام ولی

غم دل را یکی هزار کنند

دست بر دست اگر زنند رواست

که خزان حنا بهار کنند

بهر خط می‌کشیم زحمت زلف

مشق ثلث از پی غبار کنند

عزّت هر که بیش، خواری بیش

سر منصور را به دار کنند

لطف پنهان کنند با فیّاض

صد جفا گرچه آشکار کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶خضر و مسیح اگر گل روی تو بو کنند
  2. شمارهٔ ۳۷۷خم خانه جای صحبت اشراقیانه است
  3. شمارهٔ ۳۷۸آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
  4. شمارهٔ ۳۷۹ناز تو رخنه در جگر شیر می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۸۰مه را غم هلال تو رنجور می‌کند
  6. شمارهٔ ۳۸۱شوق چون در عرض حالم خامه را سر می‌کند
  7. شمارهٔ ۳۸۲شد بهار و هر کسی جایی وطن خوش می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۸۳قاصد بی‌غم کجا شرح ملالم می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.