پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

شد بهار و هر کسی جایی وطن خوش می‌کند

عندلیب از گوشه‌ها کنج چمن خوش می‌کند

دودة آشفتگی را یک خلف جز من نماند

سال‌ها شد تیره‌بختی دل به من خوش می‌کند

بی‌نصیبی نیستم در هر فن از تعلیم عشق

خاطر مشکل پسندش تا چه فن خوش می‌کند!

از نسیمت لاله مرهم می‌نهد بر داغ خویش

گل ز بویت زخم خود را در چمن خوش می‌کند

تا بیفتد چشم مرهم بر رخش فیّاض ما

داغ خود را در درون پیرهن خوش می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴دل نظر چون بر رخ آن بی‌ترحّم می‌کند
  2. شمارهٔ ۳۸۵موج اشکم ابر را آلوده دامن می‌کند
  3. شمارهٔ ۳۸۶مستی ز گرد تفرقه پاکم نمی‌کند
  4. شمارهٔ ۳۸۷غنچه را دل در بر آن لعل سخنگو بشکند
  5. شمارهٔ ۳۸۸آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
  6. شمارهٔ ۳۸۹خوبرویان چون نظر بر رخ هم بگشایند
  7. شمارهٔ ۳۹۰دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند
  8. شمارهٔ ۳۹۱معاندان که سخن ناشنوده می‌گویند
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.