پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند

تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند

آسان مگیر نالة زار مرا به گوش

کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند

در زیر پرده نشتر صد درد می‌خورد

این خون نغمه کز رگ طنبور شد بلند

در مجلس تو ما به چه رو سربرآوریم

خورشید در حوالیت از دور شد بلند

عاشق نظاره در دل هر سنگ می‌‌کند

آن آتشی که از شجر طور شد بلند

نام کسی به کوی فنا گم نمی‌شود

بر دارِ نیستی سر منصور شد بلند

فیّاض انتظار قیامت چه می‌کشی!

اینک ز سینه طنطنة صور شد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند
  2. شمارهٔ ۳۹۱معاندان که سخن ناشنوده می‌گویند
  3. شمارهٔ ۳۹۲یاد عیشی کز رخت شب‌های ما مهتاب بود
  4. شمارهٔ ۳۹۳امشب که در چمن ز قدومش نوید بود
  5. شمارهٔ ۳۹۴دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
  6. شمارهٔ ۳۹۵امشب که دست نالة زارم بساز بود
  7. شمارهٔ ۳۹۶از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود
  8. شمارهٔ ۳۹۷شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.