پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

از بی‌کسیم دوش دل سوخته کس بود

آیینه چراغ سر بالین نفس بود

گل تا سحر از پرتو داغ دل بلبل

پروانة گرد سر فانوس قفس بود

در گشت گلستان تمنّای دو عالم

چیزی که نچیدیم گل باغ هوس بود

امروز ندانم ز چه دود دل ما شد

آن شعله که دیروز گل دامن خس بود

در قافلة پیش روی‌ها خطری هست

طی شد رهم از دولت پایی که به پس بود

در وادی گم‌گشتگی کعبة مقصود

بیم همه از رهزنی بانگ جرس بود

شیرین نشد از چاشنی لعل تواش کام

فیّاض که بر شهد تو یک عمر مگس بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
  2. شمارهٔ ۳۹۹خوش آنکه بلبل ما نغمه‌سنج باغ تو بود
  3. شمارهٔ ۴۰۰آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
  4. شمارهٔ ۴۰۱شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
  5. شمارهٔ ۴۰۲شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
  6. شمارهٔ ۴۰۳دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود
  7. شمارهٔ ۴۰۴بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود
  8. شمارهٔ ۴۰۵غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.