پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۴

بلبل ز شیوة تو به فریاد می‌رود

بوی گل از نسیم تو بر باد می‌رود

آواز تیشه مضطرب آید به گوش دل

شیرین مگر به دیدن فرهاد می‌رود!

زین دشت پابرهنه گذشتم چو گردباد

صید این چنین به کوچة صیّاد می‌رود

من شیشه دل به بزم بتان جای چون کنم!

آنجا سخن ز آهن و فولاد می‌رود

فیّاض غیر من که دل آزرده می‌روم

هر کس که می‌رود ز درش شاد می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۶هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود
  2. شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود
  3. شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
  4. شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود
  5. شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود
  6. شمارهٔ ۴۱۱تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
  7. شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود
  8. شمارهٔ ۴۱۳دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.