پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود

سایه با خورشید کی پهلو به پهلو می‌رود!

چون توانم رفت در کویی که هر روز آفتاب!

جچون رود رو در قفا در کوچة او می‌رود

راه عشق است این که در وی پای کس گستاخ نیست

آفتاب اینجا به سر، گردون به پهلو می‌رود

گر بود سرسبز گلزار محبّت دور نیست

زخم را از تیغش امروز آب در جو می‌رود

جای رحم است ای وفاداران که با چندین امید

می‌رود فیّاض و خوش نومید از آن کو می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود
  2. شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
  3. شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود
  4. شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود
  5. شمارهٔ ۴۱۱تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
  6. شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود
  7. شمارهٔ ۴۱۳دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود
  8. شمارهٔ ۴۱۴آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.